اضافه شده است اضافه شده است
مهدیار پُشتْوان

معرقکار

وبلاگ‌نویس

جوجه مترجم

علاقمند به گرافیک

کارآموز سئو

جوجه طراح وبسایت

نیمچه عکاس

یه جوجه متممی

یه دیپلم‌ردی 😎

خواننده

مهدیار پُشتْوان

معرقکار

وبلاگ‌نویس

جوجه مترجم

علاقمند به گرافیک

کارآموز سئو

جوجه طراح وبسایت

نیمچه عکاس

یه جوجه متممی

یه دیپلم‌ردی 😎

خواننده

برچسب: خاطرات

۲۶ دی ۱۴۰۲ وقتی تو مهدکودک کنارش نشستم؛ داستانی از احساس تنهایی من در کودکی
تغییراتتنهاییخاطرهیادداشت‌ها

مهدیار کوچیکتر که بود، خیلی احساس تنهایی می‌کرد؛ الان اینطوری نیست، اما یه روز توی فکرم برگشتم به اون زمان، پیش اون بچه کوچولویی که این احساسو داشت و باهاش حرف زدم. تو این نوشته این روایتو به صورت یه داستان نوشتم.